السيد حامد النقوي (مترجم: افتخارزاده)
203
خلاصهء عبقات الانوار (حديث نور) (فارسى)
در نتيجه ، محمّد صلى الله عليه و آله و سلم با تمام وجود جسمى و روحىاش آشكار گشت . لذا آن حضرت ، هر چند طينتش به تأخير افتاده ، ولى ارزشش شناخته شد . پس او گنجينهى سرّ و جايگاه نفوذ امر است . امرى نافذ نمىشود جز از آن حضرت ، و خبرى نقل نمىشود مگر از سوى آن بزرگوار . الا بابى من كان ملكا و سيدا * و آدم بين الماء و الطين واقف - آگاه باش پدرم فداى كسى كه فرمانروا و آقا بود ، در حالىكه آدم بينِ آب و گل ايستاده بود . فذاك الرسول الابطحى محمّد * له في العلا مجد تليد و طارف - اين است آن پيامبر ابطحى حضرت محمّد ، كسى كه در بلنداى بزرگوارى و عظمت است . او در يك سو و ديگران در سويى ديگرند . اتى به زمان السعد فى آخر المدى * و كان له في كل عصر مواقف - در آخر الزمان ، روزگار خوشبختى آورد ، و او در هر دورهاى ايستگاهها و جايگاههاى مخصوصى داشت . اتى لانكسار الدهر يجبر صدعه * فاثنت عليه الالسن و عوارف - در روزگار شكسته آمد و شكستگىاش را جبران كرد ، زبانهاى آشنا و ناآشنا او را ستود . اذا رام امرا لا يكون خلافه * و ليس لذاك الامر فى الكون صارف - هرگاه تصميمى براى كارى مىگرفت ، چيزى بر خلاف او نبود و هيچ چيز نمىتوانست از آن كار مانع شود . نويسندهى كتاب گويد : تمامى اين فضائل ( چه در شعر و چه در نثر ) براى حضرت على عليه السلام نيز ثابت است ، زيرا نور آن حضرت با نور حضرت رسول يكى است . هر يك از اين فضايل ، برترى آن حضرت بر ديگر مردم را نشان مىدهد ، همانگونه كه حضرت رسول صلى الله عليه و آله و سلم نيز چنين بودند . و اين فضيلت كافى است تا بدانيم تقدّم ديگران بر آن حضرت تا چه اندازه زشت و ظالمانه است .